دلم از خودم گرفته....
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1390ساعت 8:49  توسط خودم
|
حرفهای یک مرد پس از طلاق
خیلی ها چقدر راحت می گن چرا زن نمی گیری ، و چقدر انتخاب سخت شد!مخصوصا با اون تجربه تلخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در تنهایی خودم غرقم.....
ولی بابا یکم به فکر مجردها الان یا متاهل ها قیدم باشیددددددددددددددددددددددددددددددد![]()
دیشب به فکر این بود شام فردا رو چیکار کنم، با کلی فشار اوردن به مغزم
و مرور بسیاری از غذا و رجوع به مخزن کتاب آشپزی به این نتیجه رسیدم یک سالاد اولویه از بیرن بخرم و بخورم
.
حوصلم سر رفته فکر کنم بعد از کار یک سر برم سینما شاید شاید شاید ۳ روز تعطیلی توی خونه ..........................................